مثل یک پروانه بی پروا شدن 
فــارغ از بی تابی دنیـــا شـدن
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن
گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست
پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف
تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست
گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغلهاي نيست
رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست
هر کی تو رو ازم گرفت الهی بیچاره بشه
روزه قیامت که رسید مجرم و آواره بشه
خداکنه غم بیاره واسه تو ماتم بیاره
وقتی که عاشقش شدی به این زودی کم بیاره
تویی که عاشقم بودی من و فروختی به چشاش
قسم میخوردی با منی میشستی پای گریه هاش
به آب و آتیش میزنم فکرت بره از تو سرم
میخوام فراموشت کنم اما بازم عاشقترم
طفلی دله ساده من نشد تورو نگه دار
فقط یادم میاد نوشت چشمات و خیلی دوست داره
غریبه قصه ما به خیلی ها جفا میکرد
یه روز میفهمی نازنین اون به قولش وفا نکرد
تویی که عاشقم بودی من و فروختی به چشاش
قسم میخوردی با منی میشستی پای گریه هاش
به آب و آتیش میزنم فکرت بره از تو سرم
میخوام فراموشت کنم اما بازم عاشقترم
طفلی دله ساده من نشد تورو نگه داره
فقط یادم میاد نوشت چشمات و خیلی دوست داره
غریبه قصه ما به خیلی ها جفا میکرد
یه روز میفهمی نازنین اون به قولش وفا نکرد
تویی که عاشقم بودی من و فروختی به چشاش
قسم میخوردی با منی میشستی پای گریه هاش
به آب و آتیش میزنم فکرت بره از تو سرم